احمدرضا درویش در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا، میراثفرهنگی را نه مجموعهای از اشیای تاریخی، بلکه «زیستِ انباشتهشده انسان در طول تاریخ» توصیف کرد و افزود: وقتی از میراثفرهنگی سخن میگوییم، از چیزی سخن میگوییم که شبیه رابطه انسان با مادر است؛ احساسی ازلی و ابدی که حتی اگر آگاهانه درک نشود، در ناخودآگاه انسان حضور دارد.
او با تاکید بر اینکه میراثفرهنگی فراتر از بناهای تاریخی است، تصریح کرد: میراث، مجموعهای از خاطرهها، عناصر انسانی، محیطزیست، صنعت، آداب، مناسبات اجتماعی و شیوه زیستن است؛ شبکهای معنابخش که انسان را به گذشته متصل و هویت او را تثبیت میکند.
سینما و میراثفرهنگی؛ احترام به فضا بهمثابه روایت
این فیلمساز برجسته با اشاره به پیوند عمیق سینما و میراثفرهنگی گفت: وقتی یک بنای تاریخی وارد فیلم میشود، آن فضا بخشی از روایت است. انتخاب بناهای تاریخی در آثارم، از سر اجبار نبوده، بلکه از باور به نقش روایتگر میراث در سینما ناشی میشود.
درویش با اشاره به فیلمهایی چون کیمیا و سرزمین خورشید افزود: این فضاها به جهان فیلم معنا میدهند و به روایت عمق تاریخی و انسانی میبخشند.
نشانههای فیزیکی؛ حافظه زنده تاریخ
او با اشاره به حادثه سرنگونی هواپیمای ایرباس در سال ۱۳۶۵، بر اهمیت حفظ نشانههای عینی تاریخ تاکید کرد و گفت: اگر حتی یک قطعه از آن هواپیما در موزهای نگهداری میشد، خودبهخود یک سند تاریخی بود؛ فلزی ساده که حامل یک تراژدی انسانی است.
درویش با ابراز تأسف از رهاشدن بقایای این هواپیما در انبارها و پایگاههای نظامی، پیشنهاد کرد: این قطعات میتوانست در موزه دفاع مقدس بوشهر یا هرمزگان و در همان ساحلی که حادثه رخ داده نصب شود؛ اقدامی کمهزینه اما با ارزش تاریخی و هویتی بسیار بالا.
حفاظت از میراث؛ خط قرمز فیلمسازی
این کارگردان سینما با تاکید بر مسئولیت اخلاقی هنرمندان گفت: هیچگاه حاضر نیستم برای ساخت فیلم به بنای تاریخی آسیب بزنم. فیلم میگذرد، اما میراث باید بماند؛ اینها کالبَد هویت ما هستند.
او حفاظت از میراثفرهنگی را وظیفهای همگانی دانست و افزود: همانطور که از هوا، خاک و محیطزیست مراقبت میکنیم، باید از بناهای تاریخی نیز محافظت کنیم؛ اینها بخشی از زیست ما هستند.
نقد توسعه بیهویت و شهرهای ماکتی
درویش با انتقاد صریح از ساختوسازهای بیهویت در کلانشهرها اظهار کرد: برجهای منطقه ۲۲ تهران ماکتاند؛ هیچ نسبتی با هویت ایرانی ندارند. سلولهایی ساخته شده که انسان فقط شب در آن بخوابد و صبح در دود شهر گم شود.
او تاکید کرد: توسعه نباید به قیمت نابودی میراث و زیست اجتماعی تمام شود. نمیتوان روستاها را زیر آب برد یا بافتهای تاریخی را حذف کرد و گفت مهم نیست؛ اینها زندگی مردماند.
از بناهای خاموش تا فضاهای زنده فرهنگی
این فیلمساز با اشاره به تجربههای موفق جهانی، از جمله موزه لوور، گفت: بسیاری از بناهای تاریخی ما ظرفیت تبدیلشدن به فضاهای زنده فرهنگی را دارند؛ مکانهایی که میتوانند همزمان حافظ تاریخ، مولد فرهنگ و محرک اقتصاد شهری باشند.
او زندهسازی بناهای تاریخی را عاملی مؤثر در رونق گردشگری، افزایش حس تعلق اجتماعی و بازآفرینی هویت شهری دانست.
خطاب به مدیران؛ خود را در آینه محیط ببینید
درویش خطاب به مدیران شهری و تصمیمگیران کلان کشور گفت: مدیران باید خودشان را در آینه محیطی که ساختهاند ببینند. اگر تصویر بازتابیافته شبیه خودشان نیست، یعنی اشکال وجود دارد.
او افزود: مدرنیتهای که ما را ناگهان به درون خود پرتاب کرده، انسان را تنها کرده است. ارتباط انسانی تضعیف شده و باید به اصالت بازگردیم.
انسان معاصر و گسست حسی
این کارگردان با نقد سبک زندگی مجازی تصریح کرد: قوای لامسه انسان امروز حذف شده؛ ما نه لمس میکنیم، نه میبینیم و نه میشنویم. انسان با احساس زنده است، نه با تصاویر بیروح.

میراثفرهنگی؛ راه نجات انسان امروز
درویش در پایان تاکید کرد: میراثفرهنگی مادر هویت ماست و سینمای بیریشه، روایت ناقصی از انسان امروز ارائه میدهد. حفاظت از میراث وظیفه همگانی است و شهرها باید بر پایه هویت ساخته شوند، نه بر اساس ماکتهای بیروح. بازگشت به اصالت فرهنگی، راه نجات انسان معاصر از مدرنیته سطحی است.
انتهای پیام/
نظر شما